|
Previous Posts |
Friday, February 13 the curios case of benjamin button
٭
........................................................................................زیاد فینچرگونه نبود. من آخراش واقعاً تحت تأثیر قرار گرفته بودم. فیلم خوشساختیه و مهمتر از همهچیز اینکه قصهگوئه. خوب بود در کل... Labels: Brad Pitt, David Fincher 10:46 AM نظر Saturday, August 25 thelma & louise
٭
........................................................................................اگه یه سینمایینویس توی نشریه بودم، احتمالاً مینوشتم تلما و لوییز سفریه که توی اون، تلما تبدیل به لوییز میشه. بعد هم میگفتم این رو میتونیم از اون سیگارکشیدنی بفهمیم که اول فیلم فقط یک اداست؛ و صرفاً علاقهی تلما رو به لوییزبودن نشون میده... و در آخر فیلم میبینیم که تلما سیگار رو روشن میکنه و عملاً به لوییز – که همواره الگوش بوده – تبدیل میشه. خلاصه اینکه تلما و لوییز یه فیلم فمینیستیه... دو تا زن که یکیشون با شوهرش مشکل داره و اونیکی با دوستپسرش، تصمیم میگیرن تعطیلات برن خارج از شهر. اما سر راه یه مرد میخواد به تلما تجاوز کنه و لوییز میزنه میکشدش و حسابی توی دردسر میافتن. از این اشارههایی که اون بالا در مورد لوییزشدنِ تلما گفتم، زیاد میشه پیدا کرد. مثل اینکه قبلاً توی تگزاس به لوییز تجاوز شده بوده و اینبار به تلما. من که خیلی از فیلم خوشم اومد. الآن هم رفتم توی فکسون بهش امتیاز ۹ دادم. هر چند که دیدم بقیه زیاد خوب ندادن بهش. شاید هم ما جوادیم خب. *** [۳ شهریور ۱۳۸۶، ۲۰:۲۰] Labels: Brad Pitt, Christopher McDonald, Geena Davis, Harvey Keitel, Michael Madsen, Ridley Scott, Stephen Tobolowsky, Susan Sarandon 10:05 AM نظر Tuesday, March 13 Babel
٭
........................................................................................کارگردان: الخاندرو گونزالس ایناریتو (Alejandro Gonzalez Inarito) شدیداً خوشم اومد. عالی بود. چندتا داستانه که به صورت موازی روایت میشن و البته به هم مربوطن. یعنی مثل بیستویک گرم، درهمریختگی زمانی و اینها نداره چندان؛ و دیدنش هم خیلی آسونه. ۱- یک مرد ژاپنی که دخترش لاله و از کمبود محبت رنج میکشه. ۲- یه زن و مرد که برای مسافرت رفتن یه جای پرت و دورافتاده. [بابل؟] ۳- پرستار بچههای اون زن و مرد، که عروسی پسرشه و از طرفی حتماً باید شرکت کنه، و از طرف دیگه نباید بچهها رو تنها بذاره. برای همین اونها رو با خودش میبره مکزیک. ۴- دوتا پسربچه که تازگیها برای شکار حیوونهایی که به گلهشون حمله میکنن، یه رایفل خریدن و خیلی هم باهاش بازی میکنن. همین بازیها، منجر میشه به زخمیکردن یه توریست... این ۴ تا قسمت، مدام به صورت موازی نشون داده میشن. بعضی جاهای فیلم خیلی غمانگیزه... مثل وقتهایی که دخترهای لال رو نشون میده... در کل خیلی خیلی عالی بود. شاید هم الکی خوشم اومده. نمیدونم. در ضمن من واقعاً از بازی برد پیت خوشم میاد. به نظرم قیافهش هم اصلاً اونطوری که توی بوق کردهن فوقالعاده نیست. *** [۲۲ اسفند ۱۳۸۵، ۱:۳۰] Labels: Brad Pitt, الخاندرو گونزالس ایناریتو 6:12 AM نظر |